part::3

جی جی
تازه داشت خوابم میبرد که یه صدایی اومد
انگار صدای کیفر بود
حالم یهو بد شد و اومدم از اتاق بیرون که توی راهرو کیفر رو دیدم

دختر عموی کیفر (سارا)
داشتم با کیفر حرف میزدم که یهو جی جی از توی اتاق اومد بیرون

سارا::جی مگه خواب نبودی
جی::چرا کیفر اینجاست چی رو میخواد بهم بگه؟؟چه حقیقتی رو؟
کیفر::با دیدن جی دیگه تاقت نیاوردم نمی تونستم ببینم که داره گریه میکنه رفتم سمتش و محکم بغلش کردم
نویسنده::عرررررررررررر
جی جی ::کیفر اومد سمتم و بغلم کرد و منم بغلش کردم دلم خیلی براش تنگ شده بود ولی هنوزم نمیدونستم چرا اون حرفارو زده


جی جی
از بغل کیفر بیرون اومدم و گفتم چرا اون حرفا رو زدی؟
چرا بهم. گفتی که همه چی نقشه بوده؟
حقیقت چیه؟

کیفر::جی قول میدم همه ی حقیقت رو بهت بگم ولی تو هم قول بده که با شنیدنشون زود قضاوتم نکنی و بهم گوش بدی

جی جی::باشه قول میدم


اینم از پارت ۳
ممنون میشم لایک کنی و نظرتو بهم بگی🌷
پارت های قبل هم توی چنل هست
اگه دوست داشتیفالوم کن که گلی پستای خفن تو راهه

مرسییی❤️❤️🎀
دیدگاه ها (۱)

دختر بزرگ خانواده...

ما سه تا توی دنیاهای دیگه

منم هر بار شکست دلم قاب عکسات شکستن

از کجا فهمیدی!

part:2

part:1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط